خرید بک لینک
نه چون حافظ که مي بخشد سمرقند و بخارا رادکتر انوشهاگر آن مه رخ تهران بدست آرد دل ما رابه لبخند ترش بخشم تمام روح و معنا راسر و دست و تن و پا را به خاک گور مي بخشندنه بر آن دلبر شيرين که شور افکنده دنيا را سيد حسن حاج سيد جوادياگر مير کمانداران به دست آرد دل مارابه ابروي خمش بخشم هزاران شعر زيبا راتمام روح و معنا را به دست يار مي بينمچرا بخشم بر او چيزي که بايد او دهد ما را آصفاگر آن مه رخ خوافي بدست آرد دل مارانثار مقدمش سازم شهنشاهي عالم رااگر حافظ بدو بخشد سمرقند و بخارا راو يا آن کرد گروسي تن و جان و سر و پا راوگر با فخر مي بخشد انوشه روح و معنا رادم از قيمت زنند آخر براي درّ بي همتاولي آصف که مي گويد شهنشاهي عالم رابدو بخشد تن و معنا،بهشت و عرش اعلا رامحمد فضلعلياگر يک مهرخ شهلا بدست آرد دل ما رازيادت باشد او را گر ببخشم مال دنيا راسر و دست و دل و پا را به راه دين مي بخشندنه بر گور و نه بر آدم گري بخشند اين ها رامگر ملحد شدي شاعر که روح و معنيش بخشينباشد ارزش يک فرد زيبا روح و معنا راامام عصري و حاضر! چنين بيهوده مي گويي؟که روح و معنيش بخشي يکي مه روي شهلا را ؟وگر لايق بود اينها به خاک پاي او بخشمکه نالايق بود دست و سر و هم روح و معنا رامگر يک مه رخ خاکي به معنا چيز ميبخشد؟وگر روح ارزشش اين گونه باشد عرش اعلا را؟به يک مه روي تهراني مگر معناش ميبخشند؟به ياوه چرت مي گويي! نداني اين معما را!الا اي حاتم طائي ! زجيب غيب مي بخشي؟نباشد ارزش يک بچه ميمون ! روح ومعنا را! حسين فصيحي لنگرودي"اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را"نبخشم بهر خالي يک وجب از خاک ايران راببخشيدآنچه ميخواهيد از سر تابه پا امانبخشيد از سر وادادگي ملک شهيدان را مهرانگيز رساپور (م. پگاه)چنان

برچسب: نویسنده: مریم نظری تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 0:53

صفحه بندی